مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

235

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

ثبت عندهم أنّه فعّال لما يشاء ، جوزوا على اللّه ما يناقض الحكمة و ما هو الامر عليه فى نفسه . اين استثناء منقطع است ؛ يعنى : چون تقرير كرد كه حق تعالى هيچ چيزى به كسى عطا نمىكند ، كه نه آن چيز مقتضاى حقيقت آن كس است ؛ و تا حقيقت و استعداد كسى آن را طالب نگردد ، حضرت حق - تعالى و تقدّس - آن را به وى ندهد . و حال آن است كه : اهل نظر - يعنى : ظاهريان - اعتقاد ايشان اين است كه : [ اللّه تعالى ، فعّال لما يشاء و حاكم ما يريد است ؛ مع قطع النّظر از آنكه به مقتضاى حكمت ، حكم فرمايد ؛ يا بحسب اقتضاى اعيان ، آن فعل را به محلّ خود رساند ؛ و در حقيقت ، طريقت او لازم گشت اين استثنا كردن ] تا بدانند كه : فعّال لما يشاء - تعالى شأنه - و يحكم ما يريد بمقتضى الحكمة و طلب الاعيان يفعل ما يشاء بعد طلب الاستعداد و قبوليّته ايّاه . و از اين سبب ، عقول اهل نظر را به عقول ضعيفه وصف كرد ؛ كه : ايشان حقيقت امر چنان كه هست ، بطريق مشاهده معلوم نكرده‌اند ؛ و هيچ شمّه‌اى از سرّ قدر واقف نشده ؛ و مىپندارند كه : از آنكه بدانسته‌اند كه : انّ اللّه يفعل ما يشاء ، مراد اين است كه : از حق - تعالى - به غير حكمت چيزى در فعل آيد . تعالى اللّه عن ذلك . و اين از آن خاسته است كه : ايشان نمىدانند كه : مشيّت به « فيض اقدس » متعلّق است ؛ و ارادت به « فيض مقدّس » مثلا از آنكه فرمود : « أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً » « 187 » مراد اين است كه : اى محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - نمىبينى تو كه پروردگار تو به حكمت كامله چگونه وجودات خارجيّه [ را ] سايه‌وار به عرصهء زمين به تكوين بكشيد ؟ و اگر مشيّت او متعلّق سكون آن گشتى ، آن را منقطع و متناهى گردانيدى . امّا حكمت ، مقتضى اين است كه : آن ظلّ

--> ( 187 ) - ق ( س 25 - 45 ) أ لم تر .